نمیخوام از اجباری که واسه رفتن به بیمارستان داشتیم چیزی بگم تا...

نمیخوام از پزشک بی ادبی بگم که قیافه اش به هر چی فک کنی میخورد الا دکتر...

نمیخوام از رسیدگی نکردن پرسنل و پاس دادن بیماران اورژانسی به بخشهای مختلف بگم تا...

نمیخوام از بخش سونوگرافی و ازمایشگاهش بگم تا...

نمیخوام از هوای الوده و مسموم اونجا بگم که حتی ادمهای سالم رو هم مریض میکنه...

...

اما همیشه دلم میخواست اگه پام به بیمارستان میرسه فقط یه بخش رو ببینم ...بخش نوزادان




 

 


/ 8 نظر / 12 بازدید
فري

وای! به سلامتی... خبریه عزیزم؟[زبان]نی نی توی راه داری؟[نیشخند] با اینکه فری از بچه های کوچولو متنفره ولی خیلی عکس نانازی انتخاب کردی واسه پستت... امیدوارم هیچکس هیچوقت درگیر و اسیر بیمارستان نشه[بغل][ماچ]

فري

من بچه کوچولو دوست نداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم... حالم از این موجودات نحیف و زار و مردنی به هم می خوره... تازه از وقتی شیش ماهه می شن و اولین دندون رو در میارن می تونم تحملشون کنم ولی کلا بچه دوست ندارم... بچه ها از 15 به بالا دوست داشتنی می شن و حوصله شونو دارم که دیگه یه جورایی جوون به حساب میان نه بچه[چشمک] ولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی تو رو خیلی دوووووووووووووووووووووست دارم عشق من[ماچ]

سبا

سلاااااااااااااااااااااام خاله جون جونم وب جدید مبارک چقدر قالبتون خوشمله چقدر عکس این نی نی که گذاشتین جیجره خاله جان مشق من به روز شده بهم سر می زنید؟[بغل][ماچ][قلب]

فري

سلام دیفووووووووووونه ی من... ترمه منتظرته... یه سرکی بهش بزن... هزار تا[ماچ]

فري

آشتی؟ یا هنوز قهر؟[ناراحت]

فري

سلااااااااااااااااااااااااااام جینگولی فری[بغل][ماچ] شنبه تا اخر هفته خوب و خوش و شاد و خرم[قلب]

فري

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش و بغــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل[ماچ][بغل]

فري

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام جیجری این شبا فری رو فراموش نکنیا... خیلی التماس دعا عزیزم[ماچ][بغل][قلب][گل]