اومدم تا بمونم

 

متاسفانه ما در حالت عادی طوری گرفتار واجبات زندگی هستیم که نمیتوانیم روزی یا شبی در خود فرو رویم و گذشته ها را از نظر بگذرانیم.

فقط در مواقع خاص است که این امکان وجود دارد ...بطور مثال زمانی که عزیزی را از دست میدهیم یا به سبب بیماری اسیر بستر بیمارستان می شویم ... " اما نه وقت شادی و سلامت " فرصتی بدست می آید و انسان می تواند دورنمای زندگی را از نظر بگذراند و بفهمد آیا از زندگی خود بهره مند شده است یا نه ؟...

+   آتش ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٧

 

 

نمیخوام از اجباری که واسه رفتن به بیمارستان داشتیم چیزی بگم تا...

نمیخوام از پزشک بی ادبی بگم که قیافه اش به هر چی فک کنی میخورد الا دکتر...

نمیخوام از رسیدگی نکردن پرسنل و پاس دادن بیماران اورژانسی به بخشهای مختلف بگم تا...

نمیخوام از بخش سونوگرافی و ازمایشگاهش بگم تا...

نمیخوام از هوای الوده و مسموم اونجا بگم که حتی ادمهای سالم رو هم مریض میکنه...

...

اما همیشه دلم میخواست اگه پام به بیمارستان میرسه فقط یه بخش رو ببینم ...بخش نوزادان




 

 


+   آتش ; ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٤

بخند...

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست

و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.

اینکه عشق تکیه کردن نیست

و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند

و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.

 و شکستهایت را خواهی پذیرفت

سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز

با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه

و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی

که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست

و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد

کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید میسوزاند

 اگر زیاد آفتاب بگیری.بعد باغ خود را میکاری

 و روحت را زینت میدهی

به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...

که محکم هستی... که خیلی می ارزی.

 و می آموزی و می آموزی

با هر خداحافظی

یاد میگیری ...

پ-ن

میام اما برای پست های بعدی بدون سانسور میام

+   آتش ; ۱:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۸

به نام نامی او

اولین پست رو تقدیم میکنم به آبجی گل و دوست نازنینم فریبای عزیز که زحمت ایجاد این بلاگ رو برای من کشید.

لازم میدونم همینجا ازش تشکر کنم و از خداوند برای خود و خانواده محترمش آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون میکنم.

هرچند که با لطف این گل بانو آمدم تا بمونم اما نمیدونم تا کی ... و اینو هم خوب میدونم حتا زمانی اگر نتونم  به احترامش این بلاگ همچنان خواهد ماند و به خودم اجازه حذفش رو نمیدم ضمن اینکه کلید دل من و این بلاگ دست خود همین خانم خانماست.

این یکی رو از خدا میخوام : خدایا نذار این دوستی تا داشته باشه.ممنونتم

پی نوشت -جسارتآ این ماه و آغازش رو ، برای شروعی دیگر به فال نیک میگیرم بیشتر بخاطر اینکه با نام خودم سنخیت داره.

+   آتش ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢

سلام سلام

 

خیلی زود زود اولین متن رو می ذارم...

منتظرم باشین...

+   آتش ; ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

+   پرشین بلاگ ; ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir